اساس کشی

ما نقل مکان کردیم به اینجا فعلا

http://ghorghornameh.blogsky.com

نوشته‌شده در Uncategorized | بیان دیدگاه

برگشتیم

با سلام خدمت دوستان گل گلابی.

به کوری چشم وزیر مخلوع راه و ترابری دولت هفت تیر کش از سفر صحیح و سالم برگشتیم تا کورشود هر آنکه نتواند دید.در این یک هفته دلمان بسی برایتان تنگید. خواستیم از کرمان برایتان سوغاتی بیاریم اونم قره قروت که دیدیم عده ای از دوستان اصلا نمی دانند منظور از آن چیست که البته باعث شد چند روزی با این موضوع آن ها را به فکر فرو ببریم(سر کار بذاریم) :cool: در این سفر از چیزی مطلع شدم که بسی مایه ی تاسف و تاثرمان گردید.در نزدیکی شهرستان خواف در استان خراسان رضوی روستایی وجود دارد به نام «سلامی» که این روستا در کنار جاده واقع شده است.ازینرو که جوانان این روستا که تفریح درست حسابی ندارند، برای تفریح و هیجان یک جور شرط بندی با هم انجام میدن و بدین گونه است که جوانان با موتور سیکلت در یکی از فرعی های منتهی به جاده ی اصلی در فاصله ای دور می ایستند که هیچ گونه دیدی هم نسبت به جاده نداره و 50 هزار تومن شرط میذارن که عرض جاده رو با موتور بدون ترمز رد بشن حالا چه ماشین بیاد چه ماشین نیاد باید رد بشن اگه ترمز بزنه یعنی شرط رو باخته اگه هم رد بشه که 50 تومن نوش جانش.گویا تا کنون چندین تن از جوانان این روستا به خاطر این کار دل و رودشون ریخته کف آسفالت.جالب اینه که تو این مناطق وقتی یکی میره زیر ماشین قبل از این که پلیس بیاد اهالی پدر بدبخت اون راننده رو در میارن. خدایا گرگ بیابون رو اسیر جهل نکن.این یکی از دستاورد های ایران ماست که میشه بهش بالید!!!! جوانانی جسور و دلیر!!!اگر به بخش های شرقی کشور از قبیل شرق استان خراسان،سیستان و بلوچستان ، مناطقی از استان کرمان از قبیل جیرفت و کهنوج و همچنین بخش هایی از استان هرمزگان سفر کنید متوجه تبعیضی آشکار می شوید که جوی نا امن را در این مناطق ایجاد کرده است. هنوز هم در شهرستان هایی مثل جیرفت افرادی هستند که به مثابه ی پدر خوانده عمل میکنند و حتی نیروی انتظامی هم نمی تونه کاری به کار اونها داشته باشه.با اجرای طرح هدفمند کردن یارانه ها و گران شدن سوخت به خصوص گازوییل وضعیتی خر اندر الاغ به وجود آمده که نه راننده های کامیون احساس آرامش میکنند،نه پمپ بنزین ها، نه مردم بدبختی که به خاطر 20 لیتر گازوییل چه مکافاتی که نمی کشند و نه نیروی افتضاحی که بعضا اونا هم پدرشون در میاد.البته این تبعیض نسبت به کرد ها هم بوده و همیشه سعی بر این شده که شرق و غرب رو در شرایط بد نگه دارند اما همجواری استان های شرقی با کشور های افغانستان و پاکستان فضایی نا امن تر و خشن تر را به وجود آورده است.حالا هی برین تو صدا و سیما بگین ما فلان غلطا رو کردیم که شاه نکرد.حالا هر سال برین حج عمره و تمتع و صد جور مسخره بازی دیگه.بلوچ ها به خودی خود آدم های شرور و خلافکاری نیستند اما این بی عدالتی ها باعث شده که زمخت بشن و گرنه جای جاش در مرام و مردانگی چیزی کم نمی ذارن.

صحبتی با فیلتر چی(+18):

مرتیکه عوضی میای دوستای ما رو فیلتر میکنی! آخه مادر به خطا  ما گر ز فیلترینگه توی چلغوز ننه رقاص می ترسیدیم در محضر ساندیس خور ها وبلاگ نمیزدیم.اصلا بیا من رو هم فیلتر کن ببین به کجام حسابت میکنم. شما فاشیست هایی هستید که لنگشون خودتونین. بز دل…بو گندو…شما ها اونقدر ذهنتون منحرفه که تو اینترنت فقط دنبال سایت های پرنوگرافیک میگردین و  تو دانشگاه هم فقط از استاد اخلاق دارین واسه صیغه سوال میکنید بعد میای چهار تا حرف که هیچ کی هم نمی تونه انکارش کنه رو مخرب میدونی و فیلتر میکنی؟! مرتیکه نجس…در کل بگم حالمو بهم میزنی فیلتر چی…تو همون کسی هستی که سایت لغت نامه ی دهخدا رو فیلتر کردی پس تو روح پدر نداشتت.

نوشته‌شده در Uncategorized | 23 دیدگاه

خداحافظی

اول سلام.

چیه خوشحال شدین خیال کردین دارم واسه همیشه خداحافظی میکنم و از شرم خلاص میشین؟ :) نــــــــــــــه داداش ازین خبر مبرا نیست. من هیچ وقت سنگر رو ترک نمیکنم. فقط این چند وقت اخیر بد جور از همه ور فشار خوردم( چرا می خندی؟) و دیگه ازین روزمرگی و تلاش کردن ها و غرغر کردن ها مقداری خسته شدیم گفتیم بریم یه چرخ باطلی بزنیم شاید یکم حالمون بهتر شد.نایب الزیاره این حرفا هم نمیشم خدا رو شکر چون دارم میرم پیش جنوبیاش. خدا رو شکر با طیاره هم نمیرم پس احتمال برگشتنم خیلی بالاست الکی دعا نکنید ایشالا طیارش بره تو باقالیا. واسه همتون هم سوغاتی میارم که بهترین سوغاتی هم چیزی نمی تونه باشه جز سلامتیم :cool:

پس نوشت: تو روح وزیر راه همینجوری رو حساب معرفت

پسین پس نوشت: فتحیان هنوز سر حرفم هستم

لاو یو (آیکون بوس)

فعلا خدافط

نوشته‌شده در Uncategorized | 11 دیدگاه

فاشیست کیست؟

سلام بر دوستان جیگر طلا.میبینم که همتون دم در وبلاگم تجمع کردین تا آپ کنم و سریع بیاین بخونین :) از ساعته چند اینجایین؟ دوازده ه ه؟ ده؟ نـــــــــــــــــــــه؟ هـــــــــشت؟ خسته که نشدیِِِـــــــــن؟ کی خسته است؟

-دشمــن ;-)

لپ کلام:تا بحال درباره ی فاشیسم و فاشیست زیاد شنیده ایم و گاها هم افرادی را با عنوان فاشیست لقب داده ایم.اما برای اینکه در این باره بیشتر بدانیم ابتدا اطلاعاتی را به اختصار از ویکیپدیا در اینجا قرار می دهم و سپس گفتاری از خودم در عین جسارت بر آن می افزایم.

«فاشیسم یک نظریه سیاسی رادیکال و ملی گرایانه و نوعی نظام حکومتی خودکامه‌است که نخست بین سال‌های ۱۹۲۲ تا ۱۹۴۳ در ایتالیا و به وسیله موسولینی رهبری شد. این واژه بعدها در مفهوم گسترده‌تری به کار رفت و به دیگر رژیم‌های دست راستی که دارای ویژگی‌های مشابهی بودند، اطلاق شد.»

اصول فاشیسم

اصول اساسی فاشیسم که موسولینی برخی از آن‌ها را در دانشنامه ایتالیا در سال ۱۹۳۲ میلادی ابراز داشته بود عبارتند از:

  • ۱) عدم اعتقاد به سودمند بودن صلح
  • ۲) مخالفت با اندیشه‌های سوسیالیستی
  • ۳) مخالفت با لیبرالیسم
  • ۴) تبعیت زندگی همهٔ گروهها از دولت (توتالیتر بودن)
  • ۵) تقدس پیشوا تا سرحد امکان
  • ۶) مخالفت با دموکراسی (دموکراسی را بوالهوسی و خودپرستی می‌نامند)
  • ۷) اعتقاد شدید به قهرمان‌پرستی
  • ۸) تبلیغ روح رزم‌جویی
  • ۹) نظام تک‌حزبی

لطفا بند 4(توتالیر بودن یا تمامیت خواهی) را حتما نگاهی بیندازید.

این ها مطالبی بود که از ویکیپدیا استخراج کردم.اما چیزی که میشه بر این مطلب افزود اینست که فاشیست در هر شکل و قیافه و لباسی میتواند ظاهر شود. میتواند ریش داشته باشد،می تواند کراوات داشته باشد، می تواند درویش باشد، می تواند دینی باشد و هم چنین می تواند کاملا غیر دینی و دین ستیز باشد. میتواند قرمز باشد می تواند سبز باشد،می تواند مرد محور باشد و میتواند زن محور باشد(البته این موردش تا حالا دیده نشده) و خلاصه اینکه مثل اجائن در هر قالبی می گنجد.اما در هر شکل و ظاهری، تمامی ایشان در چند مشخصه مشترک هستند که به عینه آن را دیده ام. اول اینکه همه ی آنها مجیز گوی و کاسه لیس هستند. دوم اینکه اگر بفهمند شما مخالف آنها فکر میکنید به سرعت به شما تهمت و انگ میزنند. سوم اینکه همه آنها اولین حرفی که به یک مخالف میزنند فحش است و اکثر آنها از فحش «حرامزاده» بسیار استفاده میکنند. والا چندی پیش یه بابایی که اگه این پست رو بخونه بازم به ما میگه حرومزاده و بی ناموس و این حرفا اومد به وب ما سر زد و خوشش نیومد و گفت تو وطن فروشی، تو خائنی، تو جاسوسی و این حرفا. بعدش هم قربون صدقه بعضیا رفت و خدا رو شکر دیگه اینورا نیومد.اما از طرف دیگر، عده ای از آقایان از آن ور بام افتاده ی سلطنت طلب هم در فیسبوک بیکار ننشسته و اقدامات مشابهی انجام میدادند و به طرز افتضاحی مجیز اعلا حضرت و شاپور به درک واصل شده شان را میگفتند و از آنجایی که بنده خیال کردم شاید این ها یه هوا آب شسته تر باشند برای ایشان نوشتم Monarchy=Clergy (به زبان عامیانه ی خودمان یعنی همتون یک مدفوعید). اما در عین نا باوری از ایشان پیغامی رسید که حاوی این جمله بود» حرومزاده ی آشغال جونور اسلامی ساندیس خور»  :shock: جانم؟؟؟؟. چیزی که جالبه اینه که اینوریا به ما میگن اجنبی پرست اونوری ها هم بهمون میگن ساندیس خور!!!!! :o گویا آنچه همه خوبان دارند ما یکجا داریم :roll: البته یارو اونقدر مرد بود که بعد ازین که این پیغام رو داد ما رو block کرد تا یه وقت جوابشو ندیم مثل اینکه خودش هم میدونست جواب ابلهان خاموشی است! افاضاتمان تمام شد.

بعدش نوشت: به دوستان دانشجو خسته نباشید میگم ایشالا غم آخرتون باشه :cool:

فتحیان نوشت: ای به اون کله کچلت که به خاطر یه توهم تو کلی ما رو به دردسر انداختی

کسی نمی خواد ازین آقای فتحیان چیزی بدونه؟ :)

نوشته‌شده در Uncategorized | 38 دیدگاه

در هم و بر هم

سلام خدمت دوستان جیـــــــــــــــــــــــــــگر و همچنین برادران و خواهران ارزشی و ورزشی و لرزشی و …  اول از همه این پست رو تقدیم میکنم به دوستان خوب وبلاگیم که در این وبلاگ لینک شده اند وفقط و فقط هدفم ازین کار اینه که بگم خاطر همشون برام خیلی عزیزه. ما ایرانی ها عادت داریم که به هم ابراز علاقه نکنیم تا وقتی که خدایی نکرده یه اتفاقی برای یکیمون بیفته.

دومین مطلب که میخوام دربارش غرغر کنم ، اسطوره سازی با چشمان بسته است. نمیدونم چرا ما جماعت منتظر اینیم که یکی رو پیدا کنیم و  اونقدر بزرگش کنیم که آخرش هم خودمون توش مثل شیر نر تو گل گیر کنیم. در هفته ی اخیر علیرضا پهلوی به گفته ی رسانه ها خود کشی کرد و گفتند چون طاقت این رو نداشت ببینه به جوان های این مملکت چی میگذره این کار رو انجام داده. بعد هم یه عده اومدن گفتند آه عجب انسان والا مرتبه ای بود ایشون و در فیسبوک عکس پروفایلشون رو کردند علیرضا پهلوی و کلی  داستان سرایی که چه شخصیتی داشت و دمش گرم و کلی هندونه بازی و این حرفا. ایشون اگر واقعا به فکر جوان های این مملکت بود به جای این که خودش رو بکشه میومد مثل خیلی دیگه از جوان های این مملکت حداقلش یه وبلاگ زپرتی میزد یه چیزی مینوشت. صادق هدایت بدبخت با اون همه کتاب و ترجمه و تحقیق و مقاله  وقتی خودکشی کرد همه گفتند و هنوز هم میگن که آدم ضعیفی بود اما این آقا که هیچ کار خاصی  انجام نداده بود و فقط در قبل انقلاب شاهزاده بوده و بعد از انقلاب هم در آمریکا زندگی مرفهی داشته ،شد یه میهن پرست از جان گذشته.اون کسی که واقعا دیگه نمی تونست تحمل کنه صادق هدایت بود چون که جوانیش رو فقط مطالعه کرد و نوشت و فقط 48 سال عمر کرد.اون کسی که نتونست تحمل کنه فروغ فرخزاد بود. آیا این شازده در سال 67 در خواب ناز بسر میبردند یا در اندوه از دست دادن تخت و تاج پدری بودند؟ سال 77 وقتی که اعضای کانون نویسندگان به نوبت کشته شدند چی؟اون موقع نمی تونست خود کشی کنه؟ سال 78 چی وقتی داشنجو ها کشته شدند؟ اون موقع صرف نداشت؟ نفر بعدی که میشه نام برد خانم سکینه محمدی است که محکوم به سنگسار شده اند. در این موضوع هیچ شکی نیست که سنگسار وحشیانه است اما هرچی باشه این خانم در قتل شرکت داشته و باید محکومیتی بهش تعلق بگیره. اما متاسفانه عده ای ازین خانم دارن قدیسه میسازند و اونقدر که خبر ها و توجهات رو به یک پرونده ی  قتل که نمونش در هر شعبه دادگاهی چند تا وجود داره اختصاص دادند یادمون رفت که این مملکت زندانی سیاسی هم داره!!! اگر ایران رو یک پشت بام در نظر بگیریم، یه عده دارن از یه سمت بوم میفتن پایین یه عده هم ازون سمت دیگش،البته یه عده هم اون وسط هستند که اون دو تا گروه دیگه سعی میکنند اون وسطی رو بکشن به سمت خودشون و آخرش هم با هم برن پایین. مثلا آقای مهران مدیری که وقتی قهوه تلخ رو داد بیرون یه عده گفتند دمش گرم اما وقتی که باز برنامه های چرند ماهواره رو به سخره گرفت یه عده بهش بد و بیراه گفتند.به نظرم ایشون هر دو تا گروهی که دارن از بوم میفتن پایین رو به طور جالبی هدف قرار داد و من یکی که به شخصه ازین طنز ماهواره لذت بردم.

پس نوشت: ای آقای فتحیان این روزا خیلی یادت میکنم!!!

نوشته‌شده در Uncategorized | 33 دیدگاه

قر و قاطی

با سلام خدمت دوستان عزیز تر از جانم که الهی قربونشون برم(آیکون قلب و این حرفا) و دشمنانم که ایشالا چشمشون در بیاد.عرض کنم که همونطور که از اسمش پیداست این پست قر و قاطیه از چندا تا چیزمیخوام صحبت کنم.

اول از همه از دوست خوبی به نام آقا حسام تشکر میکنم که شما نمیشناسین ایشون رو. حسام جان دمت گرم و از همینجا روی ماهت رو می بوسم (بی منظور بابا چرا اینجوری نگاه میکنین؟؟؟) چون که بهم ثابت کردی که هنوز افرادی مثل شما پیدا میشن که مرام و معرفت رو  فراموش نکرده اند و افراد بی معرفتی مثل من رو رو سفید می کنند.واقعا ازت ممنونم.

اما الان میخوام درباره موضوعی صحبت کنم  به نام»Network Marketing» که متاسفانه در کشور ما روند رو به رشدی داره(به قول مشهدی ها:هموجور رشد مکنه).فکر کنم همتون درباره ی این موضوع یه اطلاعات کم یا زیادی دارین.اما ازونجایی که از شانس گند بنده در طی چندین ماهه گذشته چندین مرتبه این پونه دم لونه ی ما سبز شده و هر دفعه دهنم به معنای واقع سرویس شد تا بهشون بگم»نــــــــــــــــــــه نمیخوام» خالی از لطف ندیدم که یه مطالبی رودر اینجا در میون بذارم چون که این تجارب وقت گیر باعث شد که در این باره تحقیقاتی داشته باشم  و دوست ندارم شما دهنتون سرویس بشه(دور از جون بابا). روند کار NM یا همون بازار یابی شبکه ای اینجوریاست که شخصی مثلا بنده یک کالایی را از شرکتی مثل Q-net (گلد کویست) خریداری میکنم و به مجرد این که خرید صورت گرفت برای شما حسابی در یک سیستم کشکی برای شما باز میگردد که به آن TC ویگولندزجچ. و پس از آن شما باید برین دنبال دو تا آدم ساده و پخمه مثل خودتون بگردین و مخ اونا رو هم بریزین تو فرغون ومحصول بهشون قالب کنین تا یکیشون رو بذارین چپتون یکیشون رو هم بذارین راستتون تا تعادلتون حفظ بشه(آیکون استغفرالله).و باز باید حواستون به چپ و راست اون دو تای دیگه هم باشه و این روند رشد باکتریایی ادامه پیدا کنه تا شما در 6 ماه با پورسانت هایی که بهتون تعلق میگیره به سقف در آمدی خدا میلیون تومن برسین(صنار بده آش به همین خیال باش).اگر یه روز دیدین یکی از دوستان نزدیکتون یا یکی از اقوامتون بهتون زنگید گفت فلانی دلم برات یه ذره شده بیا فلان جا ببیمنت زیاد ذوق زده نشین.یکی از سیاست های این دغل بازی اینه که از نزدیکترین دوستان یا آشنایان استفاده بشه چون که اولا راحت تر میشه راضیشون کرد ثانیا این که اگر بعدا ضرری پیش اومد سر فامیل بازی و رفاقت و این حرفا کارتون به شکایت و یقه گیری نکشه.اما ازونجایی که خود من هم خیال کردم دوستم دلش برام تنگ شده و مشتاقانه به دیدنش رفتم، شما هم احتمالا این کار رو میکنین و کار بدی هم نیست.اما اگر بعد از احوال پرسی رفیق شفیقتون گفت «من یه کار سراغ دارم که مطمئنم نه نمیگی «یکمی هشیار باشید!!! بعد از این که شما قاعدتا میپرسین چه کاری؟ طرف جواب میده بیا بریم یه جایی کار رو بهت معرفی کنیم.بعد ازین 90% مطمئن باشین که کار همین بازار یابی شبکه ایه و تمام اون دلم تنگ شدن ها رو پشم در نظر بگیرین.اما باز هم میرین اونجا. اونجا که رفتین به چند نکته دقت کنید.1-گوشیتون رو دست دوستتون ندین و سایلنت هم نکنیدش 2-به محض این که یه آقای مثلا با کلاس اومد تو اتاق و جلوتون دفتر دستک باز کرد و گفت آیا تا به حال درباره ی Network Marketing شنیده اید؟ ثانیه ای را معطل نکرده و به هر بهانه ای شده محل را ترک کنید و گرنه این افراد مثل کنه می چسبن به جونتون ول هم نمی کنند اونقدر فک هم میزنن که آدمو یاد تریاکی ها میندازن که تا صبح برات مهملات میبافند.اما دلایلی که این کار رو عملا و اخلاقی رد میکنه بسیار ساده است.اول اینکه بازاریابی در کشوری غیر صنعتی مثل ایران عزیزمون که مردمش کمرشون میشکنه تا یک کیلو گوشت بخرن اونم برای محصولاتی مثل Q-net بسیار مسخرست(آفتابه لگن هفت دست شام و ناهار هیچی). دوم اینکه فرض کنید عده ی زیادی به این کار رو بیارند و اگر قرار باشه همشون در 6 ماه به اون سقف در آمدی کذایی برسند که مقدار پول در گردش تو اون جامعه یا اگر اغراق نباشه در بازار های جهانی کم میاد دوست من!د نکن این کاراتو!نکن لامصب!!!!سوم این که در هیچ جای دنیا به شما اجازه نمیدهند بدون پرداخت مالیات کسب در آمد کنید چه برسه به ایران که پدر خوانده ها به هیچ بنی بشری اجازه نمی دهند که آب راحت از گلوی پایین تر ها پایین برود.چهارم این که در این شبکه ها به شما اطلاعات کاملا غلط داده میشود مبنی براینکه یکی از شرایطی که یک کشور برای عضو شدن در WTO(سازمان تجارت جهانی) باید داشته باشه همین داشتن Network Marketing می باشد که این حرف رو اگه به یه اقتصاد دان بزنین قهقهه ای از ته دل خواهد زد یا شاید هم یه فحشی چیزی بده(بستگی به طرف داره).اما پنجم اینکه اگر هم به فرض  این سیستم جواب بده پس معنی کار و تلاش و نو آوری تو اون جامعه کجا میره؟ اگر اینطور باشه پس پزشک ها دیگه معالجه نکنند،مهندسین فکر نکنند،کارگران دیگر کارنکنند،هنرمندان خلق نکنند، و در کل همه بیفتن دنبال بازار یابی شبکه ای اونوقت پیشرفت در اون جامعه کجا میره؟؟؟آیا واقعا درسته که یه پزشک بعد از اون همه درس خوندن در آمدش کمتر از چند تا آدم تن پرور باشه؟ یا اون کارگری که تو کارخونه کار میکنه به نظرتون خونش قرمز نیست که زندگی راحتی داشته باشه؟من منصفانه نمیبینم وقتی دوست هنرمندم با اون همه توانایی باید دلش به چند تا شاگرد خصوصی خوش باشه و دیگران از رفاقت ها سوء استفاده کنند و جیب هاشون رو پر کنند. موارد بیشتری هست که میشه ذکر کرد اما در یک پست وبلاگ زپرتی من نمی گنجه.افرادی هم هستند که ازین کار و جهل حاکم مبالغ هنگفتی به جیب زدند و خود از طراحان این سیستم در ایران می باشند که با زد و بند هایی هنوز این سودا را زنده نگه میدارند.از Network های فعال در ایران میتوان به شرکت های Q-net(گلد کویست)،شرکت Oriflame(محصولات آرایشی)،انتشارات فکر روز، و جدیدا هم این کاسبی رو در شکل کلاس های روان شناسی و موفقیت که تحت عنوان «تکنیک آفرینش» وارد کردند، اشاره نمود.

راه حل برای خلاص شدن ازین کنه ها اگه بهتون چسبیدن:ازونجایی که با حرف منطقی نمیشه اینها رو قانع کرد پس با یک عکس العمل غیر منطقی یه فحش خواهر مادری بذارین بگین فلان فلانت اگه بیشتر اصرار کنی.

بعدش نوشت:افرادی که خیال میکنند بنده بی ناموس هستم لطف کنند مارا از کامنت های محبت آمیزشان محروم کنند.اگر هم گذاشتند تصمیم گرفتم به توصیه دوستان با تجربه تر از خودم از جمله ستاره خانم و زهرا خانم و لیلا خانم و…گوش کنم و جواب ندم و ازین به بعد هم کامنتی از من در وبلاگشان نخواهند دید.

بعد بعدش نوشت: اون آقای فتحیان رو یادتون هست که اوایل نوشتنم همیشه تو پس نوشت ها بود؟هنوز هم معتقدم که آقای فتحیان»ای تو روحت مرتیکه ی کچل دماغ گنده».

نوشته‌شده در Uncategorized | 52 دیدگاه

محرم

سلام خدمت دوستان تپل مپل خودم. این پست رو خیلی اتفاقی و یه مرتبه دارم میذارم.راستش دیدم همه از محرم نوشتند و از آنجایی که ما هم ایرانی هستیم و چشم و هم چشمی هم که در ایرانیان مرسوم میباشد به شعری از جناب ایرج میرزا برخوردیم و گفتیم اینجا آپش کنیم یکم دور همی حال کنیم:

بيچاره چه می کشی خودت را … ديگر نشود حسين زنده … کشتند و گذشت و رفت و شد خاک … خاکش علف و علف چرنده … من هم گويم يزيد بد کرد … لعنت به يزيد بد کننده … اما دگر اين کتل متل چيست … وين دسته خنده آورنده … تخم چه کسی بريده خواهی … با اين قمه های نابرنده … آيا تو سکينه يی که گويی … سو ايستمیرم عميم گلنده … کو شمر و تو کيستی که گويی … گل قويما منی شمير النده … تو زينب خواهر حسينی … ای نره خر سبيل گنده … خجلت نکشی ميان مردم … از اين حرکات مثل جنده … در جنگ دو سال قبل ديدی … شد چند کرور نفس رنده … از اينهمه کشتگان نگرديد … يک مو ز زهار چرخ کنده … در سيزده قرن پيش اگر شد … هفتاد و دو سر ز تن فکنده … امروز چرا تو می کنی ريش … ای در خور صد هزار خنده … باور نکنی بيا ببنديم … يک شرط به صرفه ی برنده … صد روز ديگر برو چو امروز … بشکاف سر و بکوب دنده … هی بر سر و ريش خود بزن گل … هی بر تن خود بمال سنده … هی با قمه زن به کله خويش … کاری که تبر کند به کنده … هی بر سر خود بزن دو دستی … چون بال که ميزند پرنده … هی گو که حسين کفن ندارد … هی پاره بکن قبای ژنده … گر زنده نشد عنم به ريشت … گر شد عن تو به ريش بنده

نوشته‌شده در Uncategorized | 38 دیدگاه